تفاوت عشق با وابستگی
|
وابستگی به احساسی گویند که کسی با اسارت و بستن دست و پای خود، نفر مقابل را نیز اسیر خود می کند و به اعماق چاه می کشاند. | |
![]() "کسی که خود را اسیر هوس می کند، به سوی نابودی پیش می رود، امّا آن که عاشقانه بر عشق بوسه می زند، همچون پرنده ای به سوی طلوع و آزادی، پرواز میکند" "ویلیام بلیک" وابستگی چیست ؟ وابستگی به احساسی گویند که کسی با اسارت و بستن دست و پای خود، نفر مقابل را نیز اسیر خود می کند و به اعماق چاه می کشاند. اگر کسی در یک رابطه احساس ترس و عدم امنیت کند و دائماً فکر از دست دادن یار خود باشد، ناخودآگاه وابسته می شود.
وقتی وابسته کسی می شوید، بر او تکیه می کنید و هر چه که بگوید و انجام دهد، برای شما خوشایند است و در این بین است که به او نزدیک تر و به نوعی با وی آمیخته می شویم. وابستگی با نزدیکی ارتباط با شخص مقابل، رابطه ای مستقیم دارد.
ما با خیال عشق، نزدیک تر و وابسته تر می شویم تا اینکه منیّت خود را از دست می دهیم و محو می شویم.
وابستگی به حالاتی چون، کنترل طرف مقابل، حسادت و محدود کردن آزادی منجر می شود، در این وضعیت، ما تابع احساسات فوق هستیم و تمام ابعاد زندگی ما را همچون زنجیری احاطه میکند. این وابستگی تمام زندگی ما را در بر می گیرد و همچنان ادامه می دهیم تا وقتی که یکی از طرفین یا چیزی، اوضاع را تغییر دهد، با کوچکترین تناقضی، نسبت به یار خود، عکس العملی تند نشان داده و متعاقباً در این جرّ و بحث، کلماتی رد و بدل می شود که باعث ایجاد حس تهدید، از دست دادن وی و به آتش کشیدن روح ما می شود و نتیجه ای جز، احساس حقارت، انتقام جویی و خودخوری در بر نخواهد داشت. اگر وابسته ی کسی شوید، دوست دارید که همه چیز طبق خواسته و نظر شما پیش رود و به دلیل عدم اجراء و تایید آن، احساس می کنید در زندگی طرف خود زیادی هستید و سردرگم و گیج می شوید. چارلت کاسل در کتاب خود(اگر بودا ازدواج می کرد)، می گوید: "در وابستگی، دو طرف وابسته ی تحسین، تصدیق،امنیت خاطر و حالات و عواطفی هستند تا بتوانند ارزشهای خود را باور کنند. جملاتی تکان دهنده چون، "من با تو احساس خوبی ندارم" یا در مقابل، "تو به من احساس خوبی می دهی"، این ها علائم وابستگیست، چرا که در صورت عدم وجود طرف مقابل و نظرات او، شخص اعتماد به نفس خود را از دست می دهد. این به آن معنی نیست که کسانی که فقط وابسته نیستند و عاشق واقعی هستند، این تأییدات، جملات و حمایت ها را در رابطه ی خود ندارند، بلکه عاشق های حقیقی، در اعتماد به نفس، ذات و خلق و خوی خود، وابسته ی مطلق و پیرو معشوقه ی خود نیستند و با حفظ منیت درونی خود، عاشق یار و همدم خود می باشند.
عشق
کسی که عاشق واقعیست، معشوقه ی خود را رها و آزاد می گذارد، عشق می ورزد بدون انتظار، خود محوری در این رابطه معنایی ندارد، عاشق، همواره با احساسات عمیق، معشوقه خود را می ستاید، اگر بین آنها بحث یا مشکلی باشد، درست است که هر دو طرف غمگین و ناراحت می شوند، اماّ خوب می دانند که در انتها باز هم به سوی هم برمی گردند و گاهی اوقات این ناراحتی ها، باعث جذّابیت و استحکام بیشتر رابطه ی آنها می شود. وی همواره از معشوقه خود انتظار ندارد که حکم دلقکی را بازی کند و دائماً او را خوشحال کند.
عشق زمانیست که با چشم و ذهنی باز بسوی یار خود بشتابیم، این حس از درون و اعماق وجود ما شکل می گیرد. در نگاه اوّل، تمام وجود ما دگر گون می شود، در این بین وابستگی و دلبستگی نیز ایجاد می شود، امّا با این تفاوت که این عشق دو طرفه است و هر دو به یکدیگر اجازه می دهند که با کنترل این وابستگی، فضایی آزاد برای سیر در افکار عاشقانه خود داشته باشند و با مرور زمان این دگرگونی و عواطف، بدون بستن دست و پای همدیگر، بیشتر و بیشتر می شود.
از وابستگی تا عشق
چطور می شود که رابطه ها از وابستگی و اسارت به درجه ی عشق و آزادی می رسد؟ و از پیچک های مزاحمی که تحت عنوان دوست داشتن ولی در اصل وابستگی، وجود ما را در بر گرفته آزاد شویم و با حسّ رهایی و استقلال از عشق و رابطه ی خود با معشوقه مان لذّت ببریم؟ اوّلین گام در این راه، خود شناسی است، با بررسی رفتار و اعمال خود ببینیم که دقیقاً کدام از آنها را بدون خواسته و آگاهی خود، طوطی وار اجرا می کنیم. حقیقت این است که نهایت رابطه ی وابستگی چیزی جز رنج و عذاب نیست. نحوه ی واکنش ها، انتظارات خود را از طرف مقابل بررسی کنید و نسبت به اطمینان و تداوم حقیقی این رابطه مطمئن شوید. اگر وابسته باشید، به وضوح می بینید که ناخودآگاه گفتار و رفتار شما صرفاً تحت فرمان طرف مقابل شماست. گام بعدی این است که خود بخواهید که از این اسارت رها شوید، اگرچه در این راه باید به تدریج و بادرایت عمل کرد. مسلماً این تغییر حالت، در بیشتر مواقع، سخت و دردآور است، البته تحمّل این حالات، زمان بر بوده و به یکباره نباید صورت گیرد، همچنین در این بین باید از اعتراض و سرزنش و مقصّر دانستن طرف مقابل خودداری کنید. "خود را کنترل کنید"، به این معنی که در حین ترک عادات غلط قدیمی، با کنترل احساسات خود، از شکایت و ایجاد اضطراب و آشفتگی جلوگیری کنید. البته در این بین باید انتظار هر عکس العملی را از طرف مقابل خود داشته باشید، مثل، عصبانیت، توهین و...، کار راحتی نیست امّا باید صبورانه تحمّل کنید. امواج و افکار منفی همیشگی را که باعث ایجاد عدم امنیت و ترس در وجودتان بود را رها کنید و واکنشی به آنها نشان ندهید. به جای احساس قربانی شدن، مسئولیت اعمال و رفتار خود را بپذیرید و اختیار خود را به دست بگیرید.تنها به چیزی فکر کنید که در شما احساس آرامش می دهد نه سرزنش و انتقاد و اجبارات منفی طرف مقابل، شما خود مسئول خوشنودی خود هستید. به جای اینکه خود را همچون موجودی آویزان به وی حس کنید، نقش حیاتی خود را به عنوان انسانی بالغ بدست گیرید. اگر بتوانید یار خود را بدون هیچ انتظار، تحکّم و ... تصور کنید، موج سرزندگی، آزادی فوق العاده و جدیدی وجود شما را در بر می گیرد، اگر هر دو طرف به نتایج عذاب آور، ترسها و خواسته های بی منطق و رنج آور ناشی از وابستگی آگاه شوند، هر دو به خود می آیند و بر آن می شوند تا با یک بازنگری، رابطه ی خود را از یک رابطه ی تحمیلی به رابطه ای سرشار از شادی و انرژی مثبت تغییر دهند. در واقع با تسلط و کنترل خواسته های نامعقول خود، ترسها، عصبانیّت و صدمات ناشی از واستگی را محدود و ابر تیره را از روی خورشید عشق و حرارت ناشی از آن که تا به حال مخفی مانده بود کنار می زنید.shad20.com |
اختلال کم توجهی ـ بیش فعالی
شرح بیماری
اختلال کم توجهی ـ بیش فعالی عبارت است از یک نوع رفتار خاص در کودکان به طوری که این کودکان تنها میتوانند برای مدت کوتاهی روی یک موضوع خاص تمرکز کنند. ضمناً این کودکان گاهی حرکات و رفتار کنترل نشدهای را به طور ناگهانی از خود بروز میدهند. البته بیش فعالی میتواند وجود داشته باشد یا نداشته باشد. به نظر میرسد که این اختلال در اختلالات یادگیری نقش داشته باشد و تخمین زده میشود حدود 10%-5% کودکان مدرسهای گرفتار این اختلال باشند.
علایم شایع
-
کودک روی صندلی مرتب میجنبد و دستها و پاهای خود را تکان میدهد.
-
وقتی به کودک گفته میشود که بنشینید، فقط به مدت کوتاهی روی صندلی بند میشود.
-
حواس کودک به راحتی پرت میشود.
-
قبل از مطرح شدن کامل سؤال، کودک پاسخ را میدهد.
-
کودک در رعایت نوبت در بازی و صف مشکل دارد.
-
کودک در اجرای دستورالعملها مشکل دارد.
-
کودک قادر به تمرکز روی یک کار یا بازی مشخص نیست.
-
مرتب از یک کار تمام نشده منصرف شده، به کار دیگری میپردازد.
-
در انجام بازی، بدون ایجاد سروصدا، مشکل دارد.
-
زیاد صحبت میکند.
-
وسط صحبت یا کار دیگران میپرد.
-
به نظر میرسد که اصلاً گوش نمیدهد.
-
چیزهای مورد نیاز برای انجام کارها را گم میکند.
-
اغلب کارهای خطرناک انجام میدهد بدون اینکه به عواقب ناگوار آنها توجه داشته باشد.
علل
ناشناخته است. فرضیات زیادی مطرح شدهاند، اما هیچ یک تأیید یا رد نشدهاند. تصور بر این است که منشای آن بیولوژیک باشد.
عوامل تشدید کننده بیماری
سابقه خانوادگی این اختلال
پیشگیری
هیچ روش خاصی برای پیشگیری وجود ندارد
عواقب مورد انتظار
در بعضی از موارد، رفتار غیرطبیعی کودک به هنگام بلوغ کاملاً برطرف میشود. در بعضی دیگر، بیش فعالی با افزایش سن کاهش مییابد. اما تعدادی از این کودکان نهایتاً به نوجوانان و بزرگسالانی مشکلدار تبدیل میشوند.
عوارض احتمالی
-
امکان دارد مشکلات کودک در طی زمان برطرف نشوند. نهایتاً کودک وقتی بزرگ میشود ممکن است در تحصیل موفق نباشد، یا اینکه رفتار ضداجتماعی و گاهی جنایی از خود بروز دهد.
-
امکان دارد کودک در بزرگسالی دچار اختلال شخصیت شود.
درمان
اصول کلی
-
درمان و مشاوره به والدین و کودک توسط پزشک
-
رفتار درمانی و شناخت درمانی. کودک خود در این نوع درمانها نقش مهمی را به عهده دارد. او باید مواظب رفتار خود باشد، نقش محوله را به خوبی ایفا کند، و رفتار خود را ثبت کند. در یک طرح کلی، اساس این روشهای درمانی بر راهبردهای تغییر رفتار نامطلوب استوار است. به نظر میرسد که ترکیب این روشهای درمانی با داروها بهترین نتایج را در کنترل علایم به همراه داشته باشد.
-
در خانه یک محیط متناسب و محدودیتهای کاملاً مشخص برای رفتار کودک را در نظر بگیرید. ضمناً باید از روشهای تربیتی نیز به طور مداوم بهره گرفت. اگر احساس میکنید که نیاز به کمک از طرف افراد متخصص امر دارید مراجعه کنید.
-
با معلم کودک تماس مستمر داشته باشید. اگر کودک در درس خود نیاز به کمک بیشتری دارد، امکان آن را فراهم کنید.
داروها
پزشک شما شاید تصمیم بگیرد داروهایی مثل متیل فنیدات (ریتالین)، که ظاهراً اثر آرامشبخش در کودکان دچار این اختلال دارند، تجویز کند. این داروها اثرات جانبی ناخوشایندی دارند، از جمله: اختلال در خواب، افسردگی، سردرد، معده درد، بیاشتهایی، و کاهش رشد.
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری
فعالیت در زمان ابتلا به این بیماری کودک خود را حتیالمقدور در چارچوب مشخصی در آورید.
رژیم غذایی
رژیم غذایی مخصوصی پیشنهاد شدهاند: حذف کلیه افزودنیهای غذایی (ادویه جات و غیره)، حذف مواد به خصوصی از رژیم غذایی، یا ویتامین درمانی شدید. اغلب تحقیقات پزشکی اشاره به این دارند که این رژیمها برای تعداد بسیار کمی از کودکان مفید هستند. اما بسیاری از والدین تغییرات قابل توجهی را در رفتار کودکان خود پس از استفاده از این رژیمها گزارش کردهاند. شاید دلیل آن این باشد که با تهیه غذاهای مخصوص برای کودک، وی احساس میکند که توجه بیشتری به او میشود. در مورد هرگونه رژیم غذایی مخصوصی که برای کودک خود در نظر دارید با پزشک خود مشورت کنید.
درچه شرایطی باید به پزشک مراجعه نمود ؟
-
اگر احساس میکنید کودکتان علایم اختلال کم توجهی ـ بیش فعالی را دارد.
-
اگر پس از شروع درمان علایم بدتر شوند.
-
اگر دچار علایم جدید وغیرقابل کنترل شده اید. داروهای مورد استفاده در درمان ممکن است عوارض جانبی به همراه داشته باشند. دانشنامه رشد
خوش اخلاق شدن
محققان دانشگاه میشیگان اظهار میدارند كه خلق و خوی بد بهطور متوسط سه روز در هر 10 روز به سراغ ما میآیند و در حدود 2 درصد مردم تقریبا هر روز شاد هستند و در حدود 5 درصد افراد، خلق و خوی بد را در چهار روز از هر پنج روز دارند.
ده نکته پزشکی برای خوش اخلاق شدن
محققان دانشگاه میشیگان اظهار میدارند كه خلق و خوی بد بهطور متوسط سه روز در هر 10 روز به سراغ ما میآیند و در حدود 2 درصد مردم تقریبا هر روز شاد هستند و در حدود 5 درصد افراد، خلق و خوی بد را در چهار روز از هر پنج روز دارند. بیش از
بیش از یک دوجین از آزمایشگاههای تحقیقاتی که در حال مطالعه نوروبیولوژی و تنظیم و تعدیل خلق و خو و حالات افراد هستند، متوجه شدهاند که مردم بهصورتهای مختلف و در کشورهای متفاوت، روشهایی را برای تغییر حالاتشان به کار میبرند: گوشدادن به موزیک، صحبت با یک دوست، پیادهروی، سرگرمکردن خود، تلاش برای رفع مشکل، خوردن، عبادت، نماز و خرید.
تفاوتهای جنسیتی در مدیریت حالات درونی وجود دارند. مردان بهطور معمول سعی میکنند خودشان را از این کار باز دارند (تقریبا راهکاری موفقیتآمیز است) یا از سیگار استفاده میکنند. زنان بیشتر به صحبت با فردی که بتواند به آنها کمک کند میپردازند یا به فکر میافتند که چرا این حس بد را دارند (که کمک نمیکند.) یادگیری روشهای موثر تقویت حالات درونی و تنظیم خلق و خو میتواند به مردان و زنان کمک کند تا خود را از این ورطه بیرون کشند.
روشهای مشکلنگر
موثرترین روش برای دورکردن حالت بدخلقی و یا غم، در درجه اول تغییر علت به وجود آورنده آن است البته به شرطی که بدانید چه چیز شما را ناراحت کرده و چرا. بسیاری از حالات بد به دلیل از دست دادن یا شکست در کار یا ارتباطات صمیمانه است و محققان، سوالاتی را که باید پرسیده شود. شامل این موارد میدانند: گزارش را دوباره بنویسید. از دوستی که احساسات او را جریحهدار کردهاید، عذرخواهی کنید. به والدینتان بگویید که در مورد دعوایی که داشتید، احساس بدی دارید. اگر نمیتوانید کاری انجام دهید، در این صورت آنچه اتفاق افتاده را بپذیرید و به کارهایی توجه داشته باشید که دفعه بعد به شیوه دیگری انجام خواهید داد.
روشهای مبتنی بر احساسات و عواطف
اگر نمیتوانید مشکل مربوط به احساس ترس را حل کرده یا آن را تشخیص دهید، در این صورت بهترین راهحل، تمرکز بر تغییر احساسات منفیتان است. بهطور مثال سعی کنید که یک هدف به سرعت قابل دسترس را تعیین کنید که بتواند موجب تقویت روحتان با یک موفقیت کوچک باشد. تمیزکردن کمد و قفسهها، جمع و جورکردن وسایل و فایلهای روی میزتان و یا نوشتن نامه به کسانی که خیلی وقت است از آنها خبر ندارید. انتخاب بعدی میتواند تحرک و فعالیت باشد. در مطالعات مربوط به تعدیل و تنظیم خلق و خو، ورزش و تحرک بدنی مستمر، تنها راهکار موثر برای از بین بردن احساسات بد است.
بهطور مثال مطالعات گوناگون این مساله را تایید میکند که فعالیتهای آیروبیک مانند پیادهروی یا تند راه رفتن بهطور قابلتوجهی موجب بهبود حالات خلقی میشود. اگرچه انسان وسوسه میشود تا هنگام کسالت و بیحوصلگی خود را از سایرین دور کند اما بهتر است که این کار را به تعویق بیندازد. تحقیقات یادآور میشوند که ایده خوبی نیست که وقتی احساس بیحوصلگی میکنید، عبوس و ترشرو شوید بلکه وانمود کنید که اوضاع عوض شده ولی وقتتان را با سایرین بگذرانید، زیرا دوستان شما اغلب میتوانند به بهبود حالت شما با ارائه نقطه نظرات خود کمک کنند. اما هنگام در کردن فرد مناسب، احتیاط کنید زیرا ممکن است احساساتتان بهجای بهترشدن، از آن چیزی که هست، بدتر شود. یکی از روشهای تقویت حالات خلقی این است که ذهنتان را نسبت به مشکل ببندید اما نه اینکه در رفع آنچه غلط است نکوشید و توجه داشته باشید که این راه فقط تاحدی موفق است. کارهای ساده (بهطور مثال تماشای تلویزیون یا مطالعه) فقط بهصورت موقت عمل میکنند، بنابراین بهنظر میرسد فعالیتهایی که موجب درگیرکردن قوه تخیل میشوند، اثرات بهتری داشته باشند.
کاری که تاثیر ندارد
تسلیمشدن در برابر یک حالت خلقی بد و باقی نگهداشتن خودتان در اینکه احساس بد داشته باشید، کاملا موجب تضمین این مساله میشود که شما بهزودی احساس بهترشدن نخواهید داشت. محققان نشان دادهاند که انتظارات و توقعات منفی به حالات منفی منجر شده و از طرفی کسانی که منتظر هستند تا احساس بدی داشته باشند، بیشتر از بقیه ناراحت بوده و خوشحالی در آنها کم میشود. یا نیز تاثیر بسیار کمی دارد. جیغ و فریاد و یا گریه کردن، فقط باعث تقویت حالت و احساس منفی میشود. مطالعات نشان میدهد کسانی که احساساتشان را تخلیه میکنند، امکان دارد ساعات بیشتری در ناراحتی باشند. دوباره و دوباره فکر کردن درباره اشتباهات، شکستها یا بدشانسیها نه فقط به دایمی شدن حالت بد میانجامد بلکه میتواند به اضطراب و افسردگی هم منجر شود. کسانی که به این صورت فکر کنند احتمال کمتری دارد که بتوانند خودشان را درگیر فعالیتهای انرژیزا و فرحبخش کنند، حتی اگر باور کنند که از آنها لذت میبرند.
۱۰ قدم به سمت خوشاخلاق شدن
۱) برجستهسازی موارد مثبت. به بخشهایی از زندگیتان فکر کنید که خوب پیش میروند، نه آنهایی که شما را آزار میدهند.
۲) موفقیتهای گذشته را مرور کنید. قبل از ایجاد انگیزه در خودتان برای پیشبرد بیشتر امور در آینده، آنچه انجام دادهاید را به خودتان یادآور شوید.
۳) عبادت کنید. انجام امور دینی و مذهبی، بیشترین تاثیر را بر رهایی از اضطراب و افسردگی دارد.
۴) به موزیک گوش دهید. با توجه به این که شکلهای بسیاری از خلاصشدن از حالات بد وجود دارد، این کار حداقل و بهطور موقتی، یکی از رایجترین و موثرترین موارد برای تقویت خلق و خو است.
۵) خودتان را درمان کنید. اغماضها و گذشتها (بزرگ یا کوچک) میتوانند هنگامی که احساس میکنید پایین افتادهاید، شما را بالا بکشند. آنها موجب میشوند که شما احساس خاص و ویژه کنید.
۶) داوطلب بشوید. کارهای داوطلبانه و فعالیت در خیریهها، احساس بهتربودن را به ما میدهند.
۷) ورزش از بهترین راههای تغییر حالت بد انسان، افزایش انرژی و کاهش فشار و استرس است.
۸) رفتار شاد داشته باشید. لبخندزدن و داشتن چهره شاد موجب از بین رفتن مشکلات نمیشود اما به بهبود حالت و خلق کمک میکند.
۹) تاکیدتان بر آینده باشد. اگرچه نمیتوانید گذشته را دوباره بنویسید اما میتوانید از آن درس بگیرید. تصمیم بگیرید که دفعه بعد، بهتر و سختتر کار کنید.
۱۰) برای افسوس خوردن، حدی را قایل شوید. به خودتان بگویید: امروز صبح درباره خودم احساس تاسف میکنم اما امروز بعد از ظهر به زندگیام توجه خواهم کرد و مسائل صبح را کنار میگذارمshad20.com
نامه پیرزن به خدا !
یک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی میکرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامهای به خدا !با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی میگذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن ...
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامهای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه میتوانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی ... البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشتهاند!!...asriran.com
داستان های کوتاه خود را برای ما ارسال کنید تا با نام خودتان در این وبلاگ به نمایش بگذاریم
رنگ
رنگ خودتون رو با توجه به تاریخ تولدتون پیدا كنید و بعد توضیح مربوط به اون رنگ رو بخونید !
در صورتیكه تاریخ تولد شما در :
اول فروردین ماه باشد سیاه هستید.
بین دوم فروردین تا 11 فروردین باشد ارغوانی هستید
بین 12 تا 21 فروردین باشد. شما سرمه ای است
بین 22 فروردین تا 31 فروردین باشد نقره ای هستید.
بین یكم اردیبهشت تا 10 اردیبهشت باشد سفید هستید.
بین 11 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت باشد شما آبی هستید.
بین 25 اردیبهشت تا سوم خرداد باشد شما طلائی رنگ هستید.
بین 4 خرداد تا 13 خرداد باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 14 خرداد تا 23 خرداد ماه باشد شما خاكستری هستید.
بین 24 خرداد تا دوم تیر ماه باشد شما رنگ خرمائی هستید.
سوم تیر ماه باشد رنگ شما خاكستری است.
بین 4 تیر ماه تا 13 تیر ماه باشد شما قرمز هستید.
بین 14 تیر ماه تا 23 تیر ماه باشد شما نارنجی هستید.
بین 24 تیر ماه تا سوم مرداد ماه باشد شما زرد هستید.
بین 4 مرداد ماه تا 13 مرداد باشد شما صورتی هستید.
بین 14 مرداد تا 22 مرداد باشد شما آبی هستید.
بین 23 مرداد تا یكم شهریور باشد شما سبز هستید.
بین 2 شهریور تا 11 شهریور باشد شما قهوه ی رنگ هستید.
بین 12 شهریور تا 21 شهریور باشد شما كبود رنگ هستید.
بین 22 شهریور تا 31 شهریور باشد شما لیموئی هستید.
متولدین یكم مهر ماه زیتونی هستند.
بین 2 مهر تا 11 مهر ماه ارغوانی هستید.
بین 12 مهر تا 21 مهر ماه باشد شما سرمه ای هستید.
بین 22 مهر ماه تا یكم آبان ماه شما نقره ای هستید.
بین 2 آبان تا 20 آبان ماه باشد شما سفید هستید.
بین 21 آبانماه تا 30 آبانماه باشد رنگ شماطلائی است.
بین یكم آذر ماه تا 10 آذر ماه باشد شما شیری رنگ هستید.
بین 11 آذر ماه تا 20 آذر ماه باشد شما خاكستری هستید.
بین 21 آذر تا 30 آذر باشد شما رنگ خرمائی هستید.
متولدین اول دیماه نیلی رنگ هستند.
بین دوم دی ماه تا 11 دی ماه باشد رنگ شما قرمز است.
بین 12 دی تا 21 دی ماه شما نارنجی هستید.
بین 22 دی ماه تا 4 بهمن ماه باشد شما زرد هستید.
بین 5 بهمن تا 14 بهمن ماه باشد شما صورتی هستید.
بین 15 بهمن تا 19 بهمن ماه باشد شما آبی هستید.
بین 20 بهمن تا 29 بهمن ماه باشد شما سبز هستید .
بین 30 بهمن تا 9 اسفند ماه باشد شما قهوه ی رنگ هستید.
بین 10 اسفند تا 20 اسفند باشد شما كبود رنگ هستید.
بین 21 اسفند تا 29 اسفند باشد لیموئی هستید.
ازدواج دو نفر با اختلاف فرهنگی با اختلاف سنی وارونه ( زن بزرگتر ) و نداشتن زبان مادری مشترک
ببینید اگر همه این مشکلات یا به زبان شوخی عیوب عرفی وجود داشته باشد ولی از لحاظ اعتقادی و اخلاقی و انعطاف پذیری طرفین توافق خوبی داشته باشند چه باید کرد؟
مهمترین عاملی كه در ازدواج نقش مؤثری دارد، عامل فرهنگی است.
چه بسیار خانواده هایی كه به علت ناهماهنگی در زمینه های مختلف فرهنگی وضع نابسامانی دارند و یك عمر را ناشاد و ناراحت می گذرانند. عوامل فرهنگی ابعاد مختلفی دارد كه مهمترین آنها عبارت اند از:
1 - دین و مذهب؛ تشابه در اعتقاد و یا ...
2 - آداب و رسوم ؛ تشابه در مراسم مختلف
3 - لباس پوشیدن و آراستن ظاهر؛
4 - سنت ها؛
5 - اعتقادات و باورها.
الف: دین و مذهب در رابطه با ازدواج
اعتقادات دینی و مذهبی درازدواج نقش مهمی دارد. دختر و پسری كه با اعتقادات دینی متفاوت ازدواج می كنند؛ پس از احساسات پرشور جوانی، در زمینه های مختلف اختلاف نظر و احتمالاً ناسازگاری خواهند داشت. از جمله زمینه های مورد بحث موارد زیر را می توان نام برد:
- اختلاف در تربیت فرزندان: زن و شوهری كه دارای دو دین متفاوت هستند، مسلماً در چگونگی تربیت و آموزش فرزندان خود و نیز انجام مراسم دینی با مشكلات و مسائلی مواجه خواهند شد.
- اختلاف در عقاید
:- اختلاف در انجام فرایض و مراسم دینی: عدم هماهنگی در انجام فرایض و مراسم دینی می تواند زمینه ای برای ناسازگاری خانوادگی باشد.
- اختلاف در مسافرت ها و گردش: برای مرد یا زن مسلمان مسافرت های زیارتی و حج مورد توجه است؛ در حالی كه مرد یا زن غیر مسلمان رغبت به چنین برنامه هایی ندارد و یا در مورد حج اجازه انجام اعمال را ندارد.
لباس پوشیدن ( به ویژه حجاب برای زنان)، مسئله طهارت و سایر احكام ، موارد دیگری برای ایجاد ناسازگاری و اختلاف در زندگی زناشویی است.
با توجه به موارد بالا ، ازدواج دختر و پسر از دو دین متفاوت بخصوص اگر ایمان قوی داشته باشند، زندگی زناشویی را به سوی ناراحتی و نا شادی سوق می دهد. فرضاً اگر فردی با انگیزه های خاص به طور صوری تغییری در دین یا مذهب خود بدهد ، چون اعتقادات او در دوران طفولیت ریشه دار شده رفتار او با همسرش هماهنگی كامل نخواهد داشت.
مسئله دیگری كه قابل طرح است، موضوع مذهب و اختلافات مذهبی است. ازدواج یك دختر شیعه مذهب با یك پسر اهل تسنن نیز همان مشكلات اختلافات دینی را در پی خواهد داشت و گاه چون اختلافات در این زمینه با تعصب نیز همراه است، احتمال بروز مشكلات جدی تری را می تواند در پی داشته باشد.
اختلاف در سطح ایمان و اعتقاد دینی
بسیار اتفاق می افتد كه یك زوج مسلمان به علت اختلاف در سطح اعتقاد، زندگی پر آشوب و ناراحتی را می گذرانند. اگر یك دختر مؤمن با یك پسر بی بند و بار ازدواج كند، از نظر لباس پوشیدن، از نظر روزه گرفتن، نماز خواندن و یا معاشرت با دوستان شوهر و خانواده اش ناراحت است. او نمی تواند به اعتقاداتی كه بدان پای بند است، جامه عمل بپوشاند و گاه اتفاق می افتد كه شوهرش او را به انجام اعمال خلاف شرع نظیر عدم رعایت حجاب، دست دادن با مردان نامحرم و شركت در جلسات لهو و لعب و نظایر آن وادار كند و در صورتی كه اطاعت نكند با او ناسازگاری كند و به او بر چسب هایی نظیر مرتجع و عقب افتاده بزند و چه بسا كه زندگی را برای او تلخ سازد. در چنین خانواده هایی با نزاع و جدال در مواردی كه شوهر به دیدن نوارهای مبتذل ویدیویی و یا صرف وقت برای شنیدن نوارهای موسیقی مشغول است ، و زن با آن مخالف می كند ، مواجه می شویم. عكس این حالت نیز صادق است؛ پسر مؤمنی كه با دختر بی بند و بار و به اصطلاح متجدد ازدواج می كند ، از رفتار و اعمال و لباس پوشیدن او رنج می برد و اگر او را به اجبار به رعایت حجاب و سایر مسائل شرعی وادار كند، زندگی ناراحت كننده ای خواهد داشت؛ چه بسا كه خانواده های آنان نیز چنین اختلافی از نظر عقیده و رفتار داشته باشند و بالاخره پس از چند فرزند و سال ها تحمل ناراحتی، مجبور به طلاق و جدایی شوند.
ب: آداب و رسوم در رابطه با ازدواج
در جوامع مختلف ، آداب و رسوم متفاوتی رایج است . گاه عقاید یك جامعه با عقاید جامعه دیگر در تضاد می باشد و این موضوع بخصوص در مسئله زناشویی قابل توجه است.
در فرهنگ غرب اعتقاد به اصل آزادی جنسی آداب و رسومی را موجب شده است كه با عقاید جوامع اسلامی مغایر است و با اعتقادات مسلمانان همخوانی ندارد. از جمله این آداب و رسوم می توان به موارد زیر اشاره نمود:
- دست دادن زنها و مردها اعم از محرم و نامحرم؛
- معاشرت زنان و مردان نامحرم؛
- تشكیل جلسات لهو و لعب مختلط مرد و زن؛
- جدا شدن فرزندان از خانواده از 18 سالگی و گسیختگی رشته های عاطفی آنان با والدین؛
- اهمیت ندادن به صله رحم؛
- عدم همیاری؛
- قطع ارتباط های خانوادگی.
با توجه به آداب و رسوم رایج در ممالك غربی و تضاد آن با سنن و آداب اجتماعی در ممالك اسلامی می توان نتیجه گرفت كه ازدواج های پسر و دختر ممالك غربی صرفنظر از سایر عوامل فرهنگی تنها از دید آداب و رسوم رایج، عواقب خوشایندی نخواهد داشت.
آداب اجتماعی رایج در یك جامعه نیز در طبقات اجتماعی و ساكنان قسمتهای مختلف یك كشور متفاوت است و گاه در پیوندهای زناشویی مشكلاتی را ایجاد می نماید. آداب و رسوم ده با شهر ، و آداب و رسوم اصناف و طبقات مختلف اجتماع با یكدیگر فرق دارد. لذا ضرورت دارد، در زناشویی همه این موارد مورد توجه قرار گیرد. خانواده های سنتی اجازه نمی دهند كه فرزند در حضور آنان آزادانه عمل كند. داماد یا عروس خانواده، چنانچه در حضور مادر شوهر یا پدرشوهر و یا پدر زن و مادر زن پای خود را دراز كند و یا احیاناً نسنجیده سخن گوید ، ناراحت می شوند و گاه این گونه رفتار به اختلاف و گله گذاری منجر می شود.
خانواده هایی كه به اصطلاح متجدد هستند و از فرهنگ غرب تقلید می كنند با خانواده های سنتی نمی جوشند. طبقات كارگر و مستضعف از آداب و رسوم خاص خود پیروی می كنند. در این گونه طبقات آداب و رسوم غربی محلی ندارد. چهار زانو نشستن و استفاده از كلمات خاص در سخن گفتن و احیاناً دراز كشیدن و لم دادن در مجالس از آداب رایج است كه به هیچ وجه این گونه رفتارها برای خانواده های فرنگی مآب قابل تحمل نیست و در نتیجه ازدواج هایی كه در چنین خانواده هایی با آداب و رسوم متفاوت صورت می گیرد، برای زوجین و خانواده های آنان خوشایند نیست و گاه به صورت مشكل حادی خودنمایی می كند كه حلاوت زندگی را از زن و شوهر می گیرد و خانواده های وابسته را نیز ناراحت می كند و به عكس العمل های ناخوشایند وا می دارد.
دانستنی ها
خودكشی و افسردگی در مردان ایرانی دو برابر زنان است
«میزان افسردگی در زنان دوبرابر مردان است.»
مطابق آنچه در همه كتابهای روانپزشكی ذكر شده، افسردگی و متعاقب آن آمار « اقدام بهخودكشی» در زنان در تمام نقاط دنیا بالاتر از مردان است. این خبری است كه كارشناسان نیز در حال حاضر به آن تاكید دارند.
اما نتایج یك مطالعه در بیمارستان لقمان تهران كه نتایج آن چند وقت پیش در نشریه علمی پزشكی قانونی به چاپ رسیده، نشان میدهد این میزان در مردان ایرانی در سالهای گذشته رو به افزایش گذاشته و حتی از آمار زنان، بیشتر شده است.
نتایج این بررسی كه روی مسمومان دارویی مراجعهكننده به بیمارستان لقمان انجام شده، نشان میدهد بر خلاف سالهای نه چندان دور كه زنان بهدلیل افسردگی و مصرف بیش از حد دارو به قصد خودكشی، بیشترین تعداد مراجعان به بخش مسمومان این بیمارستان را تشكیل میدادند، در سالهای اخیر این وضعیت كاملا معكوس شده، بهطوری كه تعداد مردانی كه اقدام بهخودكشی با داروها كردهاند، نسبت به زنان، در حال افزایش است.
به گفته محققان، در سال 1370 از 2 هزار و 930 مورد بستری بیماران در بخش مسمومان دارویی بیمارستان لقمان، 5/37 درصد آنها مرد بودند (481 مورد) كه از این تعداد، 19 مورد مرگ و میر گزارش شد.
ولی در مطالعه اخیر (سال 1383) از 11هزار و 456 مورد بستری، 51 درصد (5 هزار و 518 مورد) مرد بودهاند و آمار افراد فوتشده 272 نفر بوده است.اما علت تغییر این نسبت در ایران چیست؟ دكتر محمدعلی شهركی، روانپزشك، در گفتوگو با همشهری، به نقش سوءمصرف مواد در خودكشی مردان اشاره میكند و میگوید: در خیلی از موارد این مواد زمینهساز مسمومیتهایی هستند كه گاهی با خودكشی اشتباه گرفته میشود، به این ترتیب كه در خیلی از موارد معلوم نیست كه فرد برای احساس لذت دارو مصرف كرده و یا به قصد خودكشی.
وی ادامه میدهد: با این حال، شاید دلیل افزایش انتخاب دارو به قصد خودكشی در مردان این باشد كه آنها ترجیح میدهند در حالت خماری همراه با لذت به زندگی خود خاتمه دهند.
قربانیان اعتیاد ایرانی
گرچه بهنظر میرسد میزان دسترسی مردان به داروهای مخدر در كشورهای دیگر هم در حال افزایش باشد ولی چرا وضعیت خودكشی مردان و زنان در كشورهای دیگر اینطور نشده است؟
دكتر آذرخش مكری، روانپزشك و رئیس مركز مطالعات و تحقیقات اعتیاد در این باره به همشهری توضیح میدهد: در حال حاضر میزان معتادان مرد در كشور ما نسبت به زنان معتاد 95 درصد است و این افراد هم كسانی هستند كه بیشتر با موادمخدر و شیمیایی اقدام بهخودكشی میكنند؛ برای همین است كه الگوی مصرف این مواد در ایران نسبت به سایر كشورهای دنیا عوض شده است.
تمارض یا خودكشی ؟
بهنظر میرسد آنچه كارشناسان بر آن متفقالقولند، این است كه علت افزایش آمار مسمومیت دارویی در مردان، رواج بیشتر سوء مصرف دارو در سالهای اخیر است و از قضا در همین قشر، خودكشی بیشتر رواج دارد.
دكتر شاهین شادنیا، رئیس بخش مسمومان بیمارستان لقمان در این باره معتقد است: در گذشته مسمومیت در زنان جنبه تمارضی داشت، یعنی آنها برای جلب توجه و یا رسیدن به هدفی خاص اقدام به مصرف دارو میكردند، برای همین میزان مسمومیت در زنان بیشتر بود.
او اضافه میكند : در حال حاضر هم اغلب این مسمومیتها در زنان با همین هدف است ولی امروزه میزان مسمومیت در مردها به قصد خودكشی بیشتر از مسمومیت به قصد تمارض است.
رئیس بخش مسمومان بیمارستان لقمان در ادامه با اشاره به اینكه تا سال 2003 میزان مسمومیت مردها و زنان به قصد تمارض یكسان بود، خاطرنشان میكند: در مردان موادمخدر یا همان مواد شیمیایی كه مورد سوء مصرف قرار میگیرند، بیشتر باعث مسمومیت میشود، علاوه بر این زنان بیشتر از داروهای دسته آنتیبیوتیكها، داروهای اعصاب و روان مثل داروهای ضدصرع و ضدافسردگی و كدئینها استفاده میكنند و هدف واقعی در مصرف آنها، پایان حیات نیست، درحالیكه مردها بیشتر از متادون، ترامادول یا دیگر داروهای ترك اعتیاد یا افیونی برای خودكشی استفاده میكنند.
به این ترتیب در شرایطی كه اكثر روانپزشكان بر افزایش مسمومیت و خودكشی با دارو طی سالهای اخیر در میان مردان اتفاق نظر دارند، برخی كارشناسان معتقدند نمیتوان با انجام یك تحقیق چنین نتیجهگیری كرد. آنچه مسلم است این است كه در مورد علت تغییر الگوی خودكشی در ایران، باید مطالعات بیشتری صورت گیرد. همشهری
روانشناسان نسبت به گسترش اعتیاد به بازی های اینترنتی هشدار می دهند
روان شناسان معتقدند اعتیاد به بازیهای اینترنتی اختلال جدی در رفتار فراد ایجاد میكند و میتواند تاثیر مخربی بر روابط اجتماعی آنها بگذارد.
به گزارش بخش خبر شبكه فن آوری اطلاعات ایران، از ایرنا، مركز مشاوره دانشكده پزشكی دانشگاه هاروارد هر روز با تلفن تعداد بسیاری از معتادان بازیهای آنلاین روبرو است كه به دلیل ناكامی در این بازی یا هیجانات منفی دستخوش استرس، افسردگی یا خشم شدهاند.
به نوشته نشریه بوستون گلوب، دكتر "مارزا هخت اورزاك" روان شناس بالینی مركز مطالعه معتادان رایانهای در بیمارستان مك لین در بلمونت میگوید، بازیهای آنلاین میتوانند به سرعت افراد را مجذوب خود كنند. درحال حاضر با فراهم بودن شبكه ارتباطی گسترده و بهرهگیری از لپ تاپها در مكانهای مختلف به راحتی میتوان این بازیها را در همه جا از قطار گرفته تا پشت میز اداره ادامه داد.
برخی بازیها محبوبیت بسیاری در بین بازیهای آنلاین دارند بطوری كه بازیكنان را با رویاپردازی درباره نقشهای مختلفی كه در این بازی ایفا میكنند، مجذوب خود مینمایند.
دكتر اورزاك میگوید هفتهای چند بیمار تحت عنوان معتاد به بازیهای اینترنتی به او مراجعه میكنند. بسیاری ازآنها معتاد به بازی در نقشهای مختلف در بازیهای آنلاین هستند. آنها چنان به نقشهای خود وابسته شده اند كه تصور میكنند، درجهان واقعی هم این نقشها ادامه دارد.
حدود شش و نیم میلیون نفر در سراسر جهان ماهیانه بطور متوسط پانزده دلار برای حق اشتراك بازیهای آنلاین میپردازند. بسیاری از این افراد برای مدتهای طولانی به بازی در یك جهان تخیلی میپردازند.
دكتر اورزاك میگوید ۴۰درصد بازیكنان یك بازی اینترنتی معروف WoW از نظر بالینی معتاد اینترنتی محسوب میشوند.
این نوع اعتیاد در برخی خانوادهها به طلاق و جدایی زوجها انجامیده است.
ولی در بیشتر موارد اعتیاد به بازیهای آن لاین عواقب مخربتری دارد.
متخصصان اكنون در حال ارایه برنامههای كامل تری برای درمان معتادان بازیهای اینترنتی هستند.
تابستان امسال مركز خدمات مشاوره اعتیاد اسمیت و جان در آمستردام برنامهای برای درمان این بیماران با عنوان Detoxمعرفی كرد.
در ژوئیه گذشته این مركز یك اردو برای این معتادان در جنگلهای آلمان ترتیب داد تا آنها را دو هفته از اینترنت و بازیهای كامپیوتری دور نگه دارد.
در چین در یك مركز درمان معتادان برای مداوای معتادان به بازیهای اینترنتی از شوك برقی استفاده میشود.
دكتر اورزاك میگوید او همیشه از اینكه به صورت آن لاین با بیمارانش در تماس باشد پرهیز داشته است و ملاقات حضوری را ترجیح میدهد.
اما پال سمز مدیر اجرایی " بلیزارد اینترآكتیو " شركت عرضهكننده بازیهای اینترنتی میگوید : ما مانند هر رسانه سرگرمی ساز دیگر هستیم.
بازیهای ما را مردم همان قدر دوست دارند كه برخی از آهنگها یا فیلمهای محبوب را دوست دارند.
سمز اعتیاد آور بودن این بازیها را رد میكند. وی میگوید این بازیها امكان زمان بندی را در اختیار والدین قرار میدهد تا به كودكان فقط برای مثلا یك ساعت در شب اجازه بازی بدهند.
اگرچه سمز معتقد است مردم باید خودشان مسئولیت رفتار خود را برعهده گیرند، ولی برای كسانی كه نمیتوانند از اعتیاد به این بازیها دست بكشند مراجعه به یك روان شناس بالینی میتواند موثر باشد. iritn.ir
خودکشی
در لحظاتی که زندگی خویش را مرور میکنیم، معمولا به خودمان، به ویژه به تواناییهای جسمی یا ذهنیمان فکر میکنیم.
در لحظاتی که زندگی خویش را مرور میکنیم، معمولا به خودمان، به ویژه به تواناییهای جسمی یا ذهنیمان فکر میکنیم. در برخی موارد شخصیت ما تنها بر یک کیفیت استوار است: «من یک دانشجو هستم»، «من یک مهندس هستم». چیزی که برای ما ثبات به همراه دارد حقیقتی قابل اطمینان است که در این دگرگونی سریع و نامظنم جهان از آن آگاهی داریم. حال چه اتفاقی میافتد اگر دانشجو بیناییاش را از دست بدهد یا دستهای مهندس به دلیل ورم مفاصل ناتوان گردد؟ یا هر یک از ایندو و به بیماری سخت دچار شوند و به بیمارستان چنان گسارش باید که بر که بر کارشان اثرگذارد؟ شخصی به طور ناگهانی با بیماری مواجه میگردد نه تنها فقدان کنترل برای او ناتوانی جسمی بهبار میآورد، بلکه مرگ هویت و منزلت کاری او نیز فرا میرسد. چه اتفاقی میافتد هنگامی که بدنمان بیمار میشود و از اینرو دیگر میلی به خواستههایمان یا حتی انجام حرکات ساده نداریم؛ علمی که خود باعث تشدید درد روانی در ما میگردد ؟ فقدان خود را بهصورت پیامدهای هیجانی و روانشناختی متجلی میسازد.
همگی دیر یا زود خواهیم مرد. هنگامی که با مرگ مواجه میشویم، راههای بسیاری برای مواجه با آن داریم. میتوانیم بهترین استفاده را از زمان باقیمانده ببریم یا اینکه چه زاری و افسوس خوردن آن را از دست بدهیم. اگر بتوانیم هر حسی را بهطور طبیعی حفظ کنیم یا باورهای دینی خود را از دست ندهیم، قطعا به انتخابی روشن دست زدهایم. با این وجود ترس میتواند بر منطق یا عقیده ما غلب آید. ترس میتواند ما را از باثباتترین عقایدمان دور نماید. بنابراین در برخورد با بیماری و مشکلات خاص یا فقدان ترس نقشی کلیدی ایفا میکند.
توزیع جهانی بیماریها به تدریج در حال تغییر است. این تغییر از دهه ۹۰ میلادی آغاز شده و هم اکنون در حال شتاب گرفتن است. جهت اصلی این تغییر تبدیل عوامل اصلی مرگومیر از بیماریهای واگیردار عفونی و سو تغذیه به بیماریهای غیر واگیر نظیر افسردگی و بیماریهای قلبی است.
انتظار این است که در ظرف ۲۰ سال آینده بیماریهای غیر واگیردار در کشورهای رو به توسعه عامل ۷ مرگ از هر ۱۰ مرگ باشد.
در کشور ما نیز چنین انتظاری بدیعی است. به تدریج در سطح جامعه این احساس تبدیل به یگ اعتقاد میگردد که همراه با ناپدید شدن بیماریهای خطرناک و کاهش انواع بیماریهای عفونی شناخته شد، بیماریهای قلبی، اختلالات روانی و رفتاری در حال افزایش است. دلیل این امر البته افزایش سطح خدمات بهداشتی درمانی در سطح کشور است.
سهم عمدهای از افزایش بار بیماریهای غیر واگیر و افزایش اختلالات روانی به عهده دارد. یافتههای مطالعات سازمان بهداشت جهانی حاکی است که از تلفات ۵ میلیون نفر ناشی از صدمات در سال ۱۹۹۰ « بالغن جوان » بیشترین سهم را داشته و پس از حوادث رانندگی خودکشی و --- علت این مرگها بوده است. در همین سال، در میان زنان پانزده تا چهلوچهار ساله به عنوان مهمترین علت مرگ تنها سل جلوتر از خودکشی قرار دارد و فقط در چین ۱۸۰،۰۰۰ زن خود را کشتهاند.
تعریف خودکشی
خودکشی از دو لغت دارای ریشه لاتین Sui به معنی « خود » و Caedere به معنی « کشتن » مشتق شده است و در حال حاضر نه به صورت « خودکشتن » که بهصورت خودکشی استعمال میشود. اولین با این اصطلاح در سال ۱۷۳۷ توسط دفونن فرانسوی بهکار گرفته شد.
بر اساس تعریف مورد توافق جهانی خودکشی تنها راه و آخرین راه از بین بردن خودآگاهی فرد در مورد خود است.
اصطلاح خودکشی تنها زمانی مورد استفاده قرار میگیرد که اولا شخص آگاهانه اقدام کرده باشد و ثانیا منجر به از دست رفتن خود گردد. اما در صورتی که فردی اقدام به خودکشی نموده اما نتیجه مرگباری نداشته باشد به آن « اقدام به خودکشی » یا « شبه خودکشی » (ParaSuicide) میگوید.
در شبه خودکشی انگیزه اصلی معمولا مرگ نیست بلکه فرد برای انتقامجویی، قدرتنمایی، اعمال فشار یا جلب توجه به این کار میپردازد، ولی ممکن است منجر به مرگ هم شود.
علل خودکشی
الف- عوامل اجتماعی
مشکل تنها زندگی کردن، فقدان حمایت خانوادگی و وجود عوامل فشار (مانند طلاق، بیکاری --، از دست دادن نزدیکان، شکست در تصحیل و زندگی، سو استفاده جنسی، از دست دادن آبرو و حیثیت و ...)
ب- عامل روانشناختی و پزشکی
افکار و احساس پوچی، نومیدی، احساس گناه، افسردگی، اعتیاد، احساس شکست، بحرانهای حاد عاطفی، بیماریهای شدید روانی بیماریهای جسمی مانند سرطان، ایدز و هپاتیت و ...
گروههای در معرض خودکشی
افراد زیر بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار دارند کسانی که:
- افسردهاند و افکار نومید کننده دارند.
- سابقه اقدام به خودکشی دارند.
- سابقه اقدام به خودکشی در یکی از اعضای خانواده آنها وجود دارد.
- والدین آنها طلاق گرفته و یا از هم جدا شدهاند.
- در خانواده آنها درگیری و اختلافات خانوادگی وجود دارد.
- مشکلات قانونی در امور مربوط به خود دارند.
- در زندگی و یا تحصیل شکست خوردهاند.
- مورد سو استفاده عاطفی و یا جنسی قرار گرفتهاند.
- از بیماری جسمی مزمن و طولانی رنج میبرند.
- اعتیاد به مواد مخدر دارند.
- شکایت از سیر شدن از زندگی خود داشته و از خودکشی صحبت میکنند.
- اتفاقات ناگواری برای آنها رخ داده باشد.fa.parsiteb.com
تبلیغات 





